Verification: 03703ab86c189f7c طبقه عرفانی: عرفانی عالی: - ایران دعا | بزرگترین سایت و مرجع دعا درمانی | بخت گشایی | رزق و روزی | کارگشایی

طبقه عرفانی: عرفانی عالی:

طبقه عرفانی:

عرفانی عالی:

دراین طبقه ارتعاش صوت بر محیط مادی زندگی شخص دارای ماهیتی است که شخص را درمسیر کسب علم ودانش وکسب معرفت قرار میدهدوبسته به شرایط طرف حتی اگر ازکتاب ودرس ودانشگاه هم دورباشد اما ذاتآ به مباحث علمی علاقه نشان میدهدواهل یادگیری وعلم آموزی هستند.

این گروه بیشتر واول مستعد جذب علم وهنر ومعرفت هستندودررتبه بعدی مستعد جذب ثروت هستند وپیشرفت مالی آنها تدریجی وبابالاتر رفتن سن وپله پله کاملتر میشود.

شانس واستعداد قدرت معنوی وتوانایی آنها در متافیزیک وعرفان ومعرفت خوب است والبته  درجه  ورتبه آنها از این جنبه بعد از اشرافی ها است.این گروه در مسیر علم آموزی هرجا به اشکال وسوءال بخورند معمولآ استاد فنی برای کمک وهدایت برایشان محیا میشود که درنمانندوسرعت ومیزان پیشرفت علمی آنها از میان همه گروههای دیگرقوی تر است.

از 100 درصد حداکثر رفاه وشانس درزندگی اینان امتیازی بین 76تا82 امتیاز یا درصد را دارا هستند درقیاس با سایرطبقات.

طبقه عرفانی معمولی:

تعریف وخصوصیات این طبقه همان تعریف طبقه عرفانی عالی است با این تفاوت که رشد وپیشرفت هم علمی وهم مادی وهم معنوی آنها مقداری آرامتر وکمتر است هم در میزان وهم درسرعت آن .

وامتیاز این طبقه در جذب رفاه وموقعیت های عالی وشانس درزندگی عدد 70 تا76 درصد است.

طبقه عرفانی متضرر:

طبقه عرفانی متضرر نیز همان تعریف کلی عرفانی ها را داراست منتها اولآ ارتعاشات مثبت وسازنده ایجادشده درصدکمی خفیف تر از عرفانی معمولی است وبیشتر تفاوت دربحث مالی آن که نقطه ضعفی برای این طبقه ایجاد کرده میباشد.

این گروه درمسآله مالی همواره با نوسانات وبالا وپایین رفتن ها مواجه اند ودرمواقعی درکار وشغلشان یا معاملات دچار ضرروزیان میشوند ودرمواردی فقط زحمت کار برایشان میماندکه البته این قضیه ضرر وبدشانسی مالی بسته به سایر عوامل وطالع شخص میتواند به میزان کمی یا حتی شدید خود را نشان دهد.

اینجا سرعت ومیزان پیشرفت علمی وتحصیلی کمتراز نوع عالی ومعمولی آن است ضمن اینکه گاهآ افراط وتفریط ونوساناتی درجریان علم اندوزی ومعرفتی فرد ایجاد میشودکه رسیدن به نتیجه را سنگین تر میکند.

غالبآ پیش میآید فرد کاری وبرنامه ای را ابتدا با اشتیاق آغاز میکند اما درمیانه کار دلسرد شده یا مانعی ایجاد شود که نتواندطرح وهدفش را به مقصود نهایی برساند. درتصمیم گیریها واتخاذ راه درست گاهآ دچارسردرگمی میشود.عمومآ درافراداین طبقه افرادی با خصوصیت کله شقی ولجبازی زیاد دیده میشود.درصدجذب ارتعاشات مثبت وسازنده برای این طبقه64تا70 درصد ودرامورمالی بین 58تا64 درصداست.

طبقه کم درآمد:

کم درآمدمعمولی:

ارتعاشات وتآثیر امواج حاصل از نام این افراد به گونه ای میباشد که ازبین برنده وتضعیف کننده نتایج زحمات وکار فرد میشود ومعمولآ میزان درآمدی مالی آنها خیلی کمتر است از میزان تلاش وزحمت آنها .معمولآ پس انداز مالی وسرمایه ای کافی برای رفاه مادی نمیتوانند ایجاد کنند واکثرآ یک زندگی بخور نمیری دارند که کفاف مخارج اصلی آنها هم نمیشود البته میزان این درآمد به بسیاری عوامل دیگر ازجمله اینکه کم درآمد خوش شانس باشد یا بدشانس یا معمولی هم بستگی دارد وحتی ممکن است یک فرد با اسم طبقه درآمداز فردی درطبقه اشرافی هم وضعیت مالی بهتری داشته باشد اما درکل وغالبآ وضع مالی ضعیفی دارند.

قدم ها وبرنامه های بزرگ وبلندپروازی کردن با ساختار ظرفیتی اسم آنان جور درنمی آید علی الخصوص اگر اقدام به سرمایه گذاری درفعالیت اقتصادی بزرگی بنمایند ضربه وزیان مالی وشکست وزمین خوردن آنها را به همراه میآورد وفقط زحمت کار وضررش میماند نه منفعتی که درنظر گرفته بودند یعنی درعمل نتایج کاربا پیش بینی ومحاسبه قبلی کاملآ متفاوت وبدتر است.

دراین طبقه نه فقط بخش مالی بلکه در امور علمی وتحصیلی ودربعضی در پیشرفت فکری ومعنوی هم راه صعود وترقی سنگین ودشوار است ودر کل میتوان گفت طبقه کم درآمد از طبقات عرفانی واشرافی شانس کمتری در رشد مادی وهم معنوی برایشان فراهم میشود.

این طبقه از نظر میزان شانس جذب ارتعاشات سازنده وایجاد رفاه وفرصت های خوب از 100 امتیازی بین 52تا58 درصد درقیاس با سایر طبقات دارا هستند.

کم درآمدعالی:

تعریف وخصوصیات این گروه همان تعریف طبقه کم درآمد معمولی است منتها سطح انرژی های دریافتی سعدتر وسازنده ترونسبت به یک طبقه پایین ترشان از شانس بهتری درزندگی برخوردارند وامکان رشد بیشتری درهمه امور نسبت به کم درآمد معمولی ومتضرر دارند.
ازنظر میزان درصد سهم این گروه از جذب رفاه وشانس کلی از100 امتیازی بین 58تا64درصد را دارا هستند.

کم درآمدبدشانس:

این گروه نیز همان تعریف کم درآمدها را دارا هستند منتها کم اقبالی وبدشانسی آنها نسبت به دوطبقه هم گروهشان بیشتر است.میزان درآمد وزحمت کار اصلآ تناسبی با یکدیگر نداردودرآمد بسیار کمتراست این طیقه معمولآ ازصبح تاشب هم بدوند وکار کنند باز

درآخربقولی هشت آنها گرو نه آنهاست.اکثرآ وتوامان هم سرمایه خود را ازدست میدهند وهم یک خسارت وضرر از جای دیگر برای آنها ایجاد میشودوبه شدت به زمین می خورند .درضمن این طبقه از اسامی حادثه آفرین که از بستگان درجه یک آنها باشد با شدت بیشتراز حدمعمول آسیب میبینند ومشکل میتواند دوچندان وبیشتر هم بشود.ازنظر میزان درصد جذب انرژیهای سعد وایجاد رفاه وشانس امتیازاین گروه از100 عددی بین46 تا 52درصد میباشد درقیاس با سایرطبقات.

حادثه ساز عالی:

طبقه حادثه سازعالی(دوستی به شوخی میگفت طبقه دهن سرویس کن عالی) باز همان عوارض وتعاریف کلی حادثه ساز معمولی را داردمنتها اینجا فرق اصلی در این است که ارتعاشات منتشر شده از نام این افراد برای دیگران وخانواده آنها بسیار مخرب تر است وآسیب بیشتری برای دیگران ودرعوض آسیب کمتری برعکس برای وضعیت خودشان داردیعنی اتفاقات ونحوست ایجاد شده بیشتر  متوجه افراد خانواده ایشان که البته در یک مکان باهم زندگی می کنند میشود وبعد موج آن ارتعاشات مخرب به خود شخص نیز اصابت کرده واوضاع سنگینی را بوجود میآورد.

از نظرمیزان درصد شانس این افراد درجذب رفاه وارتعاشات مثبت از100 اینان امتیازی بین 40 تا46دارا هستنددرقیاس با سایرطبقات.

طبقه حادثه ساز متضرریا بدشانس:

تعریف وعوارض این طبقه همان تعریف کلی از حادثه سازها میباشد وتفاوت اینجا دراین است که این طبقه بدشانس ترین وآسیب پذیرترین افراد هستند درمیان کل طبقات ومدارهای انرژیایی نام .وشدت نحوست وآسیب بیشتر است برای آنهانسبت به همه طبقات.درحادثه سازهای بدشانس  این ارتعاشات وامواج مخرب ناشی از نام آنها اول وبیشتر بر سرخود شخص میباشدوباعث گرفتاری ونحوست واتفاقات بد برای خود شخص میشود ودررتبه ومرحله بعد انعکاس این امواج به اطرافیان وخانواده شخص نیز آسیب می رساند.

میزان جذب انرژی های سازنده وسعد در این افراد وایجاد رفاه وموقعیت های سعد برای این دسته درحداقل ممکن واز100 امتیاز کل عدد بین 30 تا35 درصد بطور کل وحتی ممکن است درمواردیاین عدد کمتر هم باشد درقیاس با سایرطبقات.

طبقه حادثه ساز(تیرانداز):

حادثه ساز معمولی:

نام هایی که دراین دسته قرار بگیرندعلاوه براینکه سطح انرژی های مثبت درونیشان پایین است ودر کارها وبرنامه های روزمره زندگیشان مانع ایجاد میکند وبه قولی همیشه کم اقبال وبدشانس هستند حتی علیرغم تلاش فراوان،بلکه نامشان موجی منفی ومخرب برای دیگرانی که با آنها درارتباطند ودرشدت بسیار بیشتر این ارتعاش آسیب زا برای اعضای خانواده خودشان ایجاد میشود ومشکلاتی مانند اضطراب وترس وبدبینی وزیان مالی وجانی وبیماری وبرهم زدن آرامش وسازگاری وتفاهم با همسر وخلاصه در روند طبیعی امورات زندگی مانع ونحوست ایجاد میشود.شراکت وتعامل با این افرادهرچندنسبتی خویشاوندی ونزدیکی هم با یکدیگر نداشته باشند  به مشکل وضرر مالی یا درمواردی میتواند به خیانت ودورویی وجرم وورشکستگی مالی  منجر شود(علی الخصوص وبدتراینکه که علاوه بر حادثه آفرینی نام از نظر اسمی سایر سازگاریها وتوافقات نیز بین اسامی آن دو موجود نباشد).

اگرحداکثرموقعیت های شانس وسازنده وخوب زندگی را عدد 100درنظر بگیریم طبقه حادثه ساز معمولیامتیازی بین 35 تا40 درصدرادارد.

عوارض شناخته شده این نامها بطور خلاصه:

1-زندگی همراه با شکست وناکامی واتفاقات غیرمنتظره وسهمگین.

2-درشغل وکارشان علاوه بر نارضایتی ودرآمد کم یا بی برکت ثبات شغلی هم ندارندواز این شاخه به آن شاخه میپرند که هیچکدام هم موفقیت وامنیت شغلی وآسودگی ایجادنمیکند

3-برای بستگان درجه یک خود مثل همسر وفرزند وپدرومادر وخواهر وبرادر بسته به نوع سایر عوامل میتوانند بیماری ونگرانی زیان مالی وسنگینی طالع واتفاقات بد به اشکال متفاوتی ایجاد کنند.

4-دستشان برای خودشان بقولی نمک ندارد اگرچه ممکن است برای دیگری دست خیری داشته باشند.

5-ممکن است حتی درآمد زیادی هم با تلاش زیاد بدست آورند نه به راحتی البته ولی همیشه چاهی آماده برای تلف کردن مالشان وجود دارد.

6-این احتمال هم هست که دربین آنها ثروتمندومتمکنی یافت شود اما عمومآ فقط پول دارند ولی تاآخر عمر از ترس گداشدن با گدایی زندگی میکنند یا پول دارند ولی پول بیشتر صرف دوا ودرمان وخسارت های پیش آمده  زیاده از حدغیر معمول آن میشود یا درکنار پول اما آرامش یا سلامتی لازم برای بهره مندی از ثروت را ندارند وخلاصه یک طرف کار همیشه به نوعی لنگ میزند.

7-دراین طبقه آمار مجرمان ،خودکشی وجرم وخیانت واعتیاد به موادمخدر،طلاق وجدایی ومحکومیت های قضایی وگرفتار زندان شدن بسیار بیشتر از سایر طبقات اسمی میباشد.

8-این اسامی گاهآ میتواند دربعضی آنها باعث جذب غیرارگانیک ها واجنه مزاحم شودودرموارد شدید حتی به تسخیر جن درآیند .خواب های آشفته ووهم وخیالات وتوهمات دیداری وشنیداری ودرپی آن مشکلات روحی میتواند ایجاد کند.

8-آمار بیماریهای صعب العلاج مانند سرطان ها،ام

اس ،نازایی زنان،تشنج وصرع،لکنت زبان وشب ادرای وبیش فعالی(عدم آرامش کودک)وسایر بیماریها در این حادثه آفرین ها بسیار بیشتر از سایر گروههای اسمی میباشد

9-تصادفات رانندگی وجوانمرگی به دلایل مختلف واتفاقات بد بیشترین آمار را از میان این افراد دارد.

10-حتی درمواردی دیده شده با تولد کودکی که نام حادثه آفرین برایش انتخاب کرده اند درهمان بدو تولد زمینه ساز مستقیم یا غیر مستقیم برای مرگ یکی از والدین خود شده است .بسته به شدت وضعف ارتعاشات مخربی که از نام های حادثه آفرین ایجاد میشود وسایر عوامل موءثر درآن با درجات متفاوت سوانح وحوادثی دراطراف آنان موج میزند که برای اطرافیان وخانواده آنها نیز آسیب جدی وجانی میتواند ایجاد کند.

11-هرچه تعداد افراد حادثه آفرین دریک خانواده واقوام نزدیک بیشتر باشد شدت آسیب نیز بیشتر است مثلآ اگر زن وشوهر هردوحادثه آفرین باشندباز بسته به سایر عوامل درجه ای از یک زندگی تلخ واختلاف برانگیز سقوط اخلاقی وحتی اعمال منافی عفت وقتل وجنایت هم میتواند زمینه بروز پیدا کند یا در کمترین حدش باعث تیرگی روابط وتفاهم دوستانه بین زوجین شود ومواردی هست از سقط واز بین رفتن نوزاد دردوران جنینی که پدر ومادرنامشان حادثه آفرین بوده است .

12-افرادی نیز ممکن است اسمشان باارتعاشات متفاوتی ودرمدارهای انرژیایی مختلفی غیر هم سو قرار گیرد مثلآ ممکن است اسمی هم شخص را درطبقه حادثه آفرین قرار دهد وهم درطبقه اشرافی خوش شانس وحتی در چندین طبقه ضد هم با اثرات متفاوت که برآیند ومعدل انرژی ایجاد شده نام قابل محاسبه با روش علمی یا فرمولی نبوده وتبحر وروشهای بررسی خاص دیگری را نیازمند است تا آثار واقعی آن نام معلوم گردد.

فرمول تعیین پایگاه اجتماعی:

4 = نام مادر + نام فرد

باقیمانده = 1 = حادثه آفرین
باقیمانده = 2 = کم درآمد
باقیمانده = 3 = عرفانی
باقیمانده = 4 یا 0 = اشرافی

فرمول تعیین تفاهم:

5  = نام فرد + نام فرد

باقیمانده = 1 = تفاهم  (مرد سالاری)
باقیمانده = 2 = تابع ساعات(سعد/ نحس)
باقیمانده = 3 = تفاهم دو طرفه
باقیمانده = 4 = خطرناک
باقیمانده = 5 یا 0 = تفاهم (زن سالاری)

فرمول تعیین وضعیت درآمد و معیشت:

3 = نام خانوادگی+ نام فرد

باقیمانده = 1 = نزولی (خسارت مالی)
باقیمانده = 2 = صعودی (پیشرفت مالی)
باقیمانده = 3 یا 0 = راکد ( ثابت )
((خارج قسمت این فرمول عدد باطن فرد میباشد.)

حروف پا ، ج ، ژ ، گ چهار حرف الفبای فارسی هستند که دارای دوایر انرژیایی هستند که ارتعاشات چند گانه ی خاص خود را دارند ولی در محاسبات وارد نمی شوند. نوع ارتعاش این حروف در ماده طوری است که مرز بین ماده و ضد ماده را نمی شناسند و انعکاس و بازگشتی ندارند و در نتیجه تأثیری بر روی ماده ایجاد نمی کنند. ارزش عددی این حروف در محاسبه صفر در نظر گرفته میشود. مانند نوترونها که در هسته اتم خنثی هستند، حرف پ حالت خنثی دارد و تارهای صوتی را به ارتعاش در نمی آورد. برای محاسبه نام هر فرد فقط و فقط نامی که خوانده می شود و از زبان اطرافیان جاری می گردد و روی محیط مادی تأثیرگذار است مورد بررسی قرار می گیرد که با استفاده از جدول بالا حرف به حرف محاسبه میشود، سپس اعداد آن را جمع نموده و مجموع همه حروف را به دست می آوریم تا در محاسبات بعدی از آن استفاده شود. نکات مهم :
– ممکن است شخص در شناسنامه خود نامی داشته باشد ولی با نام دیگری او را صدا زنند. در این روش فقط همان نامی محاسبه می شود که او را صدا میزنند و بر هوا و ماده تأثیر گذاشته و صوتی که در محیط زندگی پخش شده است چه در شناسنامه آمده باشد و چه نیامده باشد.
– گاهی افراد به دلیل صمیمیت، اسم عزیزان خود را شکسته و مخفف صدا میزنند. مثال: کتایون را کتی صدامی زنند. اکرم را اکی، احترام را اتی، بتول را بتی ، محمد را مملی تلفظ می نمایند. از دیدگاه علم حروف و اعداد نام شخص را باید به طور کاملی و بدون شکستگی صدا زد. چنانچه بخواهیم شکسته یا مخفف ادا نماییم باید این نام دارای معنا و زیبایی و تمامیت باشد تا به هویت شخصی خدشهای وارد نیاید. در غیر اینصورت شخصی دچار از خود بیگانگی شده و احساس گمگشتگی در بخشی از وجود خود می کند.
– بعضی افراد با القاب و اسامی اجتماع پسند نامیده می شوند مانند : آقا سید، حاج آقا، حاج خانم ، عزیز، آمیرزا، مشدی ، کبلی ( مخفف کربلایی). ناگزیر ارتعاش این اسامی باید بررسی شوند و با این اسامی رایج باید محاسبه شوند.
– ممکن است یک نفر به علت جایگاه خاص اجتماعی دارای چند شخصیت باشد و از نقطه نظر علم جامعه شناسی دارای چند نقش باشد و در هر جایگاه نام جداگانهای بر او اطلاق گردد . باید برای هر موقعیت ویژه وضعیت او را محاسبه نمود و اسامی خطرساز و نابهنجار را حذف نمود.

پایگاه اجتماعی:
اولین تأثیری که انتخاب نام هر فرد در هنگام شکل گیری و تولد روی کره خاکی به ظهور میرسد طبقه یا پایگاه اجتماعی اوست. منش و کرداری که فرد

از خود بروز میدهد مهم است . شاید در یک خانواده فقیر متولد شده است اما سکنات و حرکاتی که از خود نشان می دهد قابل بررسی است.
بطور کلی ۴ طبقه ظاهری تعریف می شود که هر یک دارای مشخصات و مراتب خاص خود است و عبارتند از :
۱- اشرافی
۲- عرفانی
۳- کم درآمد
۴- حادثه آفرین

برای پیدا کردن طبقه اجتماعی ای که از ارتعاش نام ایجاد می شود : وقتی اسم شخصی را صدا می کنیم چه او را مستقیماً مخاطب قرار دهیم و چه در رابطه با او صحبت کنیم ، تمام موجودیت او در قالب نام وی و تصویر ذهنی او مطرح است. با توجه به مطالب فصل قبل صوت بر مواد و عناصر جهان تأثیر می گذارد و عوارض و اثراتی برجا میگذارد و اسمی که برای هر شبی یا فرد گزینش می شود تعیین کننده ماهیت، هویت و شخصیتی او است که جای بحت بسیار دارد. عدد نام شخص را با توجه به جدول الفبا در مبحث قبل محاسبه نموده ، همچنین عدد نام مادر وی را نیز محاسبه و با هم جمع می نماییم . ( نام مادر نیز باید از همین قاعده پیروی کند یعنی نامی که صدا زده می شود) جای تعمق دارد که چرا در اینگونه محاسبات همواره نام مادر شخص مطرح است. عدد حاصل در جهان ماده بر چهار لایه تأثیرگذار است و در ۴ گروه دسته بندی می شوند. هر لایه یا طبقه دارای خصلتها و خصایص و صفاتی است که وقتی شخصی را با آن نام صدا میزنند، یعنی انرژی صوت در مسیر خود به سمت شخص حرکات و ارتعاشاتی ایجاد می نماید که حاوی یا ایجاد کننده ی صفات همان طبقه است .
طریقه محاسبه:
مرحله اول : عدد نام شخص + عدد نام مادر او مرحله دوم : تقسیم بر عدد ۴ می شود.
مرحله سوم : به باقیمانده توجه می شود.
در این روش چهار نوع باقی مانده می تواند وجود داشته باشد.
حالت اول : اگر باقی مانده تقسیم صفر باشد ( یعنی عدد بر چهار قابل قسمت باشد):
ارتعاشات صدا بسیار عالی است و مثبت و سازنده است و شخصی تحت تأثیر چنین ارتعاشاتی که از طرف همه کسانی که او را می شناسند و صدا میزنند دارای یک زندگی اشراقی و پر رونق و برکت و یا با کبر و فخر و غرور می باشد. این پایگاه از لحاظ درصد رفاه و موفقیت بین ۷۵ ٪ تا ۱۰۰٪ اطلاق میگردد.

طریقه محاسبه امور مالی:

مرحله اول : نام شخصی + نام خانواد گی او
مرحله دوم : عدد حاصل از جمع تقسیم بر ۳ می شود.
مرحله سوم : باقی مانده این تقسیم بررسی می شود.
در این مرحله سه وضعیت مختلف ممکن است پیش بیاید:
وضعیت اول : باقی مانده تقسیم صفر باشد. ( سیر مالی ثابت) چنانچه باقی مانده وجود نداشته باشد وضعیت مالی شخص در همان طبقه خود ثابت باقی میماند:
نه پیشرفتی دارد و نه ضرر مالی دارد.

وضعیت دوم : باقیمانده برابر ۱ باشد.
(افت مالی = وضعیت مالی نزولی است)
در چنین موقعیتی ، افت مالی و ضرر و زیان مطرح می شود.
وضعیت برادر او : م = ۵۹۰ نام مادر۶۲۲
۶۲۲+۵۹۰=۱۲۱۲÷۴= ۰
باقیمانده این تقسیم نیز صفر است یعنی طبقه اشرافی .
اما این خانواده مشکلاتی دارند که با این محاسبات جور در نمی آید ! نام پدر را بررسی میکنیم.
پدر= ۱۸۰ نام مادر بزرگ پدری ۲۵۱
۱۸۰+۲۵۱=۴۳۱÷۴=۳
باقی مانده این تقسیم برابر ۳ است و پدر این خانواده عرفانی است و حداقل بررسی نشان می دهد که در این خانواده مادر و فرزندان در یک جبهه هستند و پدر به تنهایی در جبهه دیگر و او از جانب خانواده اش زیاد مورد قبول قرار نمی گیرد. سطح رفتار پدر برای بقیه افراد خانواده زیاد مورد تأیید نیست. بچه ها به مادر خود بیشتر گرایش دارند. تبعات و عوارض چنین گرایشی تعادل فرهنگ خانواده را دچار آشفتگی و نوسان می کند. اما ضرر و زیان مالی به نسبت طبقه ای که شخصی در آن است محاسبه می شود. یعنی اگر شخصی در طبقه اشرافی باشد ضرری که شامل حال او می شود مبالغ بسیار بالا خواهد بود.( در حد میلیارد) اگر در طبقه عرفانی است مبالغ ضرر و زیان مالی در حد متوسط به بالا است. ( در حد تا ۱۰۰ میلیون) ضرر و زیان مالی در طبقه کم درآمد نیز در حد پایین تر از متوسط است. ( در حد زیر ۱ میلیون)

وضعیت سوم : باقیمانده ۲ باشد.( پیشرفت مالی = وضعیت مالی صعودی است) در این حالت زندگی فرد با سود مالی و پیشرفت اقتصادی همراه است. و با طبقه ای که در آن است، سود و پیشرفت او مناسبت دارد. سود و پیشرفت کسی که در طبقه اشرافی است با سود و پیشرفت فردی که در طبقه عرفانی یا کم در آمد است فرق بسیار دارد.
مثال :
نام و نام خانوادگی :
عدد نام = ۲۵۴ عدد فامیلی = ۵۳۴
۲۵۴+۵۳۴=۷۸۸
عدد حاصل را بر ۳ وضعیت ثابت مالی و ضرر و پیشرفت تقسیم می نماییم :
باقیمانده تقسیم عدد ۲ است یعنی این شخصی در زندگی خود دارای پیشرفت مالی خوبی خواهد بود.
مهمترین نکته در این فرمول، در عدد باطن شخص نهفته است. این عدد حاصل تقسیم مجموع نام و نام فامیلی بر عدد ۳ است و ربطی به باقیمانده ندارد. این عدد ( خارج قسمت ) اگر برابر اسماء الهی باشد یا برابر نام ائمه باشد بسیار نیکو است. ( در اینجا برای تقسیم از ماشین حساب استفاده نکنید زیرا باید باق

یمانده و خار

ج قسمت را در اختیار داشته باشید )

نکته بسیار مهم :
این محاسبه برای بررسی روابط دو شریک و یا دو دوست نیز به کار میرود. بررسی وضعیت جسمانی فرد و همسر او از نظر سلامتی و بیماری روش محاسبه :
مرحله اول : نام شخص + نام همسر + ۳۲ ( عدد ۳۲ عدد ثابتی است که همواره در این محاسبه بدون تغییر است)
مرحله دوم : عدد حاصل را تقسیم بر ۹ نموده در نتیجه ۹ حالت مختلف پیش می آید:
حالت ۱ : اگر باقیمانده تقسیم صفر باشد.
حالت ۲ : اگر باقیمانده یک باشد.
حالت ۳: اگر باقیمانده دو باشد.
حالت ۴: اگر باقیمانده شده باشد.
حالت ۵ : اگر باقیمانده چهار باشد.
حالت ۶ : اگر باقیمانده پنج باشد.
حالت ۷: اگر باقیمانده شش باشد.
حالت ۸ : اگر باقیمانده هفت باشد.
حالت ۹: اگر باقیمانده هشت باشد.
بررسی وضعیت سلامتی و بیماری چنین خواهد بود:
اگر باقیمانده تقسیم زوج باشد یعنی عدد ۲، ۴ ، ۶ و ۸ باشد هر دو نفر یعنی زن و شوهر عموماً از لحاظ بدنی سالم خواهند بود.
نکته مهم : اگر در چنین حالتی بیماری بروز کرده باشد قطعاً باید یک فرد حادثه آفرین در خانواده آنها وجود داشته باشد. در غیر این صورت ( بیماری بدون علت ) نشانه سحر و ارتعاش منفی از نقطه دیگر است. اما اگر باقیمانده چنین تقسیمی اعداد فرد باشد به ترتیب وضعیتهای مختلفی پیش می آید که به قرار زیر است:
اگر باقیمانده ۱ باشد: در این ازدواج ، زن به بیماری لاعلاج مبتلا میگردد.
اگر باقیمانده ۳ باشد : زن به بیماری داخلی مبتلا میگردد.
اگر باقیمانده ۵ باشد: هر دو یعنی هم زن و هم مرد به بیماری دچار خواهند شد.
اگر باقیمانده ۷ باشد: مرد به بیماری داخلی مبتلا می گردد.
اگر باقیمانده ۹ یا همان صفر باشد : مرد به بیماری لاعلاج مبتلا می شود.
نکته مهم : اگر خود این افراد حادثه آفرین باشند یا نزدیکانشان، وضعیت بیماری صد چندان وخیمتر میگردد.
همچنین این فرمول در باره هر دو نفر صادق است یعنی برای بررسی تفاهم بین دو خواهر و برادر، دو شریک ، مادر و فرزند ، دو دوست و هر دو نفر …. به کار میرود. بدین ترتیب با این روشی میتوان بسیاری از مسائل زندگی هر فرد و ارتباطات او را بطور کامل بررسی و پیش بینی نمود و از ایجاد و بروز بسیاری از موارد منفی جلوگیری به عمل آورد.

اسم باطني

در جهان هاي درون براي هر فردي نامي به خصوص وجود دارد كه مختص خود فرد مي باشد. اين نام براي هر شخص منحصر به فرد است و دو شخص را نمي توان در طبقات آسماني با يك نام پيدا كرد. بهترين مثال براي اين مورد شخص پيامبر اكرم است كه در طبقات با نام «احمد» ناميده شده است. به احتمال زياد اين همان نامي است كه قبل از ظهور وي در كتاب ها و پيشگويي ها از آن استفاده شده است.
نجم الديم كبري در كتاب فوايح الجمال و فواتح الجلال در اين مورد مي نويسد:
« و رهرو چون پذيرفته ي درگاه شود در غيب به او نام و كنيه مي دهند… نام من در غيب قنطرون است». (فواتح- ص 77)

اگه عدد نام و نام خانوادگی  شخص رو توی لوح 3*3 محاسبه کنیم، عددی که در مرکز لوح به دست میاد دقیقا یک سومِ نام اون میشه و این خونه مرکزی در الواح به نام ” قلب لوح ” نامیده میشه. این عدد رو ” باطن فرد ” میگن و اگه قلب لوح، برابر عدد امامان یا پیامبران باشه، این فرد از لحاظ ارتعاشات قلبی، با آن ارواح عظیم الشأن در ارتباط خواهد بود. پس نام ظاهری شخص که اونو صدا میزنن یا توی شناسنامه ذکر شده رو نباید ملاک برای کیفیت معنوی اسم دونست.

برای تغییر نام و عبور از هر طبقه، باید حتماً حتماً مراسم قربانی ( اولویت با عقیقه) انجام بشه و بین فقرا تقسیم بشه تا انرژی اسم جدیدمون فعال بشه).

اندازه حادثه آفرینی افراد حادثه آفرین، از لحاظ نجومی به طالع و کوکب مربی اشخاص ارتباط داره.

فرمول تعیین پایگاه اجتماعی:
4 = نام مادر + نام فرد

باقیمانده = 1 = حادثه آفرین
باقیمانده = 2 = کم درآمد
باقیمانده = 3 = عرفانی
باقیمانده = 4 یا 0 = اشرافی

فرمول تعیین وضعیت درآمد و معیشت:
3 = نام خانوادگی + نام فرد

باقیمانده = 1 = نزولی
باقیمانده = 2 = صعودی
باقیمانده = 3 یا 0 = راکد

((خارج قسمت این فرمول عدد باطن فرد میباشد.))

فرد 2
فرد 3
فرد 4

فرمول تعیین تفاهم:

5  = نام فرد + نام فرد

باقیمانده = 1 = تفاهم ( مرد سالاری)
باقیمانده = 2 = تابع ساعات ( سعد / نحس)

باقیمانده = 3 = تفاهم دو طرفه
باقیمانده = 4 = خطرناک

باقیمانده = 5 یا 0 = تفاهم (زن سالاری)

فرد 5
فرد 6

فرمول تعیین سلامتی و بیماری:

9 = 32 + نام فرد + نام فرد

باقیمانده = 1 = زن بیماری ناعلاج
باقیمانده = 2 = سلامتی
باقیمانده = 3 = زن بیماری داخلی
باقیمانده = 4 = سلامتی
باقیمانده = 5 = هر دو بیمار
باقیمانده = 6 = سلامتی
باقیمانده = 7 = مرد بیماری داخلی
باقیمانده = 8 = سلامتی
باقیمانده = 9 یا 0 = مرد بیماری ناعلاج

فهمیدن حال مریض:

اسم سائل + اسم مریض + نام همان روز= تقسیم بر۳ = باقیمانده:
۱- صحت یابد.
۲- براه چاره این است که اگر با اضافه نمودن یک عدد ۱ یا

۲ به مجموع ۳ رقم آخر و عدد نامتان به یک عدد خوب میرسید میتوانید طوریکه درون کادر پلاک ماشین دست برده نشود دقیقا بیرون از کادر پلاک و بالای آخرین رقم سمت راست یا همان یکان یک عدد ۱ یا ۲ بچسبانید.

محاسبات اشتباه:
برخی میگویند که اسامی مانند زهره و طاهره و از این دست که در آخرشان حرف ه وجود دارد از آنجا که ما با صوت ایجاد شده کار داریم و این حرف در آخر اینگونه کلمات تلفظ نمیشود آنرا حساب نکرده و بجایش حرف الف گذاشته و سپس محاسبه میکنیم !!
جواب : درست است که ما با صوت ایجاد شده کار داریم اما اشتباه نکنیم که انرژی ایجاد شده از اصوات به سمت برنامه ی از قبل ثبت شده رفته و در نظام هوشمند افرینش نامی مانند زهره به همین صورت کد و نقشش ثبت گردیده علاوه بر اینکه همگان هنگام ادای اسامی از این دست بلافاصله انرزی تصویری این اسامی را با حرف ه در ذهنشان خلق کرده و میبینند پس به بیراهه نرویم که باز برفرض اینکه حرف ه نباید حساب شود اگر بنا بر محاسبه آن حرفیست که ادا می شود پس چرا حرف الف اضافه میکنید؟
مگر کسی طاهره را طاهرا خطاب میکند ؟
اما فرموده بودند که اسمی مانند دادخواه را بدون حرف و او باید محاسبه کرد و اسامی مانند عبدالله و یداللّه چون حرف الفبا الله تلفظ نمی شود باید حذف شده و بصورت عبدالله و یدالله محاسبه گردد!!! که علاوه بر پاسخ بالا در ارتباط با هوشمندی کائنات – پسر باید اسلامی مانند عیسی و موسی و رحمن و بصورت عیسا و موسا و رحمان حساب شود که با این علما و عرفای ما بدان دست یافته اند بهم میریزد که شکر خدا و خوشبختانه معروفترین این اعداد که هیچ شک و شبهه ای در بین هیچکس از اهل فن وجود ندارد.
عدد بسم الله الرحمن الرحیم است که ۷۸۶ می باشد . عدد ۷۸۶ واقعا سنگ محکیست عالی . اگر قرار باشد طبق فرموده ایشان رحمن را بصورت آوایی آن یعنی رحمان محاسبه کنیم آیا عدد ۷۸۶ همچنان ۷۸۶ باقی میماند؟ و اگر قرار است که آنچه را که می نویسیم اما ادا نمی کنیم مانند همان مثال دادخواه (که حرف و او را محاسبه نمی کردند) باز با رجوع به . عدد ۷۸۶ تمام محاسبات بهم میریزد چون الف و لام الرحمن و الرحیم اصلا تلفظ نمی شود و باز مانند مثال عبد الله ما نیز میگوییم بسم الله و در اینجا نیز الف الله تلفظ نمیشود که باز عدد
۷۸۶ با این تفاسیر بهم میریزد.
در جایی دیگر فرمودند که نام مهناز و نسرین انتخاب نکنید چون با نام ابلیس و شیطان عددش یکی می شود اولی ۱۰۳ و دومی ۳۷۰ .

جوانب : متاسفانه یکی از اشتباهات ما استفاده از عمل قیاس برای مسائل عرفانی است چرا که بدون تحقیقی کامل و انجام عمل قیاسی در این مسائل خیلی از افراد را به بی راهه میبریم برای مثال در ۲ عدد ۱۰۳ و ۳۷۰ ذکر شده در بالا با مراجعه به اسامی اعظم می بینیم عدد ۱۰۳ که ایشان با ابلیس برابر دانستند دارای اسم اعظم ( منجی ) است که با این تفاسیر باید رفت و به جرگه شیطان پرستان پیوست چون ابلیس طبق قیاس ایشان همان منجی است !!!!
ضمن اینکه عدد اسم فائزه (رستگار) نیز با ۱۰۳ یکیست که بازجناب ابلیس باید رستگار شوند!!! الله اعلم.

اما عدد ۳۷۰ شیطان نیز در اسامی اعظم خداوند برابر است با لطیف الصنع : کسی که ساخته هایش بسیار با ظرافت و لطافت است !!! اگر قرار به قیاس باشد عدد کلمه جهنم میشود ۹۸ که یکی از القاب زیبای پیامبر اسلام (ص) نیز یعنی محمود میشود ۹۸ که پناه می برم به خدا از اینگونه مقایسات .

بررسي صحت و سلامتي طالب و مطلوب:

براي اين منظور مجموع ابجدي نام طالب و مطلوب را محاسبه و بر ٩ طرح كنيد

اگر باقي مانده زوج بود(٢،٤،٦،٨)سلامتي في مابين است و تا آخر به بيماري خطرناك و لاعلاج مبتلا نميگردند
اگر باقي مانده فرد بود:

۱-باقيمانده اگر ١ بود زن به بيماري لاعلاج مبتلا گردد.
۳-باقيمانده اگر ٣ بود زن به بيماري داخلي مبتلا گردد.
۵-باقيمانده اگر ٥ بود هر دو به بيماري مبتلا گردند.
۷-باقيمانده اگر ٧ بود مرد به بيماري داخلي مبتلا گردد.
۹-باقيمانده اگر ٩ بود مرد به بيماري لاعلاج مبتلا گردد.

طبقه اشرافی :

طبقه اشرافی عالی:

نام های این طبقه ارتعاشی بسیار عالی وسازنده وسعد منتشر میکنند فرد از یک زندگی پررونق وبرکت واشرافی با ظاهری آبرومندانه وبافخرو رفاه برخوردار میشود.این گروه استعداد جذب ثروت وشانس مالی بالایی دارند ومعمولا به هرکاری دست بزنند موفق میشوند وپیشرفت می کنند.رسیدن به جایگاه اجتماعی وفرصت های شغلی مهم وبالاوشهرت ونمونه وبرتر شناخته شدن آنها درمنصب خود نسبت به سایرین بیشترین آمار را از افراد این طبقه داراست. این طبقه درقدرت جذب معنویات وعرفان وامور ماوراءالطبیعه نیز در رتبه اول هستند وشانس مادی ومعنوی را توامان دارند .انگار تمام کائنات درخدمت وکمک رسانی به اینها هستندوهرکجا گرفتاری یا مسئله ای برایشان پیش آید همیشه چند نفر دست کمک رسان دارندووهیچ وقت درزندگی درنمی مانند.

اگر میزان اعلای رفاه وشانس واقبال درزندگ

ی را 100 درنظربگیریم اینان بین 94 تا 100 امتیاز یا درصد آن را درمقایسه با سایرطبقات برخوردار هستند.

طبقه اشرافی معمولی:

این طبقه هم همان خصوصیات اشرافی عالی را دارا هستند منتها با مقداری قوت ودرجه نازلتر ودرامور مالی نیز سرعت رشد مالی آنها آرام تر وتدریجی تر است.

این گروه نیز از 100 امتیاز حداکثری ممکن مربوط به رفاه وجذب موقعیت های سازنده زندگی دارای امتیازی بین 88تا94 درصدمیباشند درقیاس با سایرطبقات.

طبقه اشرافی متضرر:

این طبقه از نظر مالی کلآ وضعیتی متفاوت وضعیف تری دارند  نسبت به اشرافی عالی ومعمولی واز نظر مالی ازبین 12 طبقه در رده 8 وبالاتراز طبقه کم درآمد متضرر وحادثه آفرین ها قرار میگیرند ولی از نظر سایر موارد یعنی غیر ازمالی خصوصیات طبقه اشرافی معمولی را با قدری درجه نازلتر برخوردار هستند ودر رده 3 هستند از میان 12 طبقه.

وچند نقطه ضعف دارند اول اینکه در وحله اول نامشان قدرت جذب ثروت را دارد اما در مراحلی جلوتر شرایطی برایشان بوجود می آید که به اشکال مختلفی مال خود را تباه میکنند مثلآ مورد دزدی یا کلاهبرداری قرار میگیرند یاخرجهای افراطی یا بی جا وبدون بازده میکنند یا جنسی را گران میخرند واز این جور اتفاقات وخلاصه معروفند به پول به بادبده واز طرفی گاهآ با نوسانات وبالا وپایین رفتن ها درامور مالی مواجه میشوند به عبارت دیگر در مقطعی خوب رشد میکنند از نظر مالی اما یکدفعه با اتفاقی خوب هم زمین میخورند وزحمت کار فقط برایشان می ماند.وغالبآ این مشکلات مالی آنهااز25 سالگی شروع واوجش در40 سالگی است وبعد هم با شدت کمتری ادامه دارد.

دوم اینکه مقداری هم لجبازی وکله شقی دارند که باعث میشود در امور مالی هم خوب از نظرات مفید دیگران مشورت نگیرند وغرور وخودمحوری وکله شقی که دارندبه مشکل مالی آنها نیز دامن بزند.از طرفی نیز غالبآ به خاطر دلرحمی وبی کینگی ودلرحمی که دارنددوستان زیادی نیز دارند که ممکن است وسیله کمک مالی وغیره برای آنها بشوند که آنها نیز هیچ نفعی برای او ندارند وگاهآ نیز مورد سوءاستفاده مالی از طرف آشنایان قرار میگیرند.

از نظر قدرت جذب موقعیت های خوب وشانس طبقه  اشرافی متضرر از جنبه مالی از 100 امتیاز فقط دارای امتیازی بین 52تا58درصد میباشد.

اما از جنبه سایر موارد(غیر مالی) امتیاز آن بین 82تا88درصد میباشددرقیاس با سایرطبقات

نکات مهم :
اگر پدر یا مادر یک خانواده حادثه آفرین باشند اثرات مخرب و خطرساز بسیاری بر سرنوشت همه فرزندان خود و همچنین دیگر بستگان درجه اول خود خواهند داشت. کما اینکه در دوران کودکی و تجرد خود این تأثیرات را در زندگی والدین و خواهران و برادران خود اعمال کرده اند.
چنانچه دو نفر هم زن و هم شوهر و هم حادثه آفرین باشند زندگی بسیار تلخ و پر جنگ و جدال خواهند داشت و آوارگی، ورشکستگی مالی، سقوط اخلاقی، اعمال منافی عفت تا حد قتل و جنایت رخ خواهد داد. موارد بسیاری بررسی شده که اکثر فرزندان چنین والدینی در دوران جنینی از بین میروند.
– اگر پدر یا مادر حادثه آفرین بوده و در همین وضعیت فوت نموده باشند این تأثیر دائمی بر جای خواهد ماند. در چنین حالتی فقط با تغییر نام فرزند میتوان اثرات مخرب را تا حدودی از بین برد. مثال : نام دختری مریم ۲۹۰ است و نام مادر خدیجه ۶۲۲ . او در کدام طبقه قرار دارد؟
۶۲۲+۲۹۰=۹۱۲÷۴= ۰
باقیمانده برابر صفر است. یعنی این دختر باید در وضعیت اشرافی باشد اما چنین

نیست ! چرا؟ باید یک یک افراد خانواده بررسی شوند تا معلوم شود چرا وضعیت این خانم نابسامان است؟
ابتدا وضعیت مادر را بررسی می کنیم :
نام مادر= ۶۲۲ نام مادر بزرگ= ۵۵۰
۶۲+۵۵۰=۱۱۷۲÷۴= ۰
باقیمانده این تقسیم برابر صفر می شود یعنی طبقه اشرافی وضعیت معاش و پیشرفت مالی و عدد باطن.

فرمول تعیین سلامتی و بیماری:

9 = 32 + نام فرد + نام فرد

باقیمانده = 1 = زن بیماری ناعلاج
باقیمانده = 2 = سلامتی
باقیمانده = 3 = زن بیماری داخلی
باقیمانده = 4 = سلامتی
باقیمانده = 5 = هر دو بیمار
باقیمانده = 6 = سلامتی
باقیمانده = 7 = مرد بیماری داخلی
باقیمانده = 8 = سلامتی
باقیمانده = 9 یا 0 = مرد بیماری ناعلاج

عدد سلامتی

آیا تا بحال برایتان این سوال پیش آمده، چرا خودم یا همسرم یا خواهر و برادر و پدر و مادرم همیشه با بیماری دست و پنجه نرم میکنند؟
و چرا تا فلان شخص مجرد بود خوب و سلامت بود اما به محض ازدواجش دچار بیماری شده است؟
تمام این موارد علاوه بر اینکه ممکن است حادثه سازی کنارشان باشد و یا اینکه عدد سلامتیشان مشکل دارد.

برای رسیدن به عدد سلامتی
اسم مرد و مادرش
اسم زن و مادرش
را جمع میکنیم و تقسیم بر ۹ میکنیم

برای افراد مجرد هم فقط نام و نام مادر شخص را حساب میکنیم و تقسیم بر ۹ می کنیم.

اگر عدد باقی مانده ۲ و ۴ و ۶ و ۸ آمد نشان سلامتی زوجین است.

اگر باقی مانده ۱ و ۳ آمد نشان از وجود بیماری برای زن دارد
عدد ۱ امکان ابتلای زن به وسواس فکری و ع

ملی زیاد است در این حالت زن دایم دچار یک بیماری و عارضه ای هست
و تقریبا میتوان اینگونه بیان کرد که زن با مطب دکترها قرارداد بسته است

اگر به باقیمانده عدد ۵ رسیدیم نشان از مشترک بودن بیماری دارد یعنی بیماری مدام در حال چرخیدن است یک روز مرد و روز دیگر زن مریض میشود و روز دیگر هر دو باهم مریض میشوند این حالت با بالا رفتن سن زن و شوهر حادتر میشود

اگر باقی مانده عدد ۷ یا ۹ (صفر) باشد نشان از بیمار شدن مرد دارد
عدد ۷ مرد دچار بیماری هایی نظیر پروستات ناراحتی های قلبی و کلیوی و ابتلا به ناراحتی های ستون فقرات و دیسک کمر می گردد

باقیمانده ۹ یا صفر بدترین حالت را در ابتلا به بیماریها دارد بیماری مثل موریانه از داخل شخص را نابود می کند در نگاه اول به نظر سالم و قوی هستند ولی به طور ناگهانی دچار بیماری صعب العلاج و یا مرگ ناگهانی می گردد.

بررسی صحت و سلامتی طالب و مطلوب:

مجموع ابجدی نام طالب و مطلوب را محاسبه و بر ٩ طرح كنيد.

اگر باقيمانده زوج بود (٢،٤،٦،٨) سلامتی فی مابين است و تا آخر به بيماری خطرناك و لاعلاج مبتلا نميگردند.

اگر باقيمانده فرد بود:
۱- باقيمانده اگر ١ بود زن به بيماری لاعلاج مبتلا گردد.
۳- باقيمانده اگر ٣ بود زن به بيماری داخلی مبتلا گردد.
۵- باقيمانده اگر ٥ بود هر دو به بيماری مبتلا گردند.
۷- باقيمانده اگر ٧ بود مرد به بيماری داخلی مبتلا گردد.
۹- باقيمانده اگر ٩ بود مرد به بيماری لاعلاج مبتلا گردد.
دوستان حافظ و قادر مطلق خداست و اوست كه شيشه را در بغل سنگ نگه ميدارد پس به اين مطالب صرفا برای آگاهی و شناخت دانش اعداد نگاه كنيد نه محاسباتی كه منجر به يأس و ناراحتی گردد و افكار و زندگی شخص را متأثر كند.

ازدواج با کسی

اگر خواهی بدانی فلان زن نصیب تو می شود یانه؟

اسم خود و مادر و دختر و مادردختر را به حساب جمل در آور و بر پنج تقسیم کن.

– اگر باقیمانده یک ، سه یا پنج بود میشود.

– اگر دو یا چهار بماند نمیشود.

نقل از: سرالمستتر

* برخی گفته اند باقیمانده پنج نشانگر مخالفت یکی از دو خانواده با ازدواج است. ولی مخالفت آنها به جایی نمی رسد(میرداماد کبیر).

 

برای فهمیدن نیک یا بد بودن اقامت در یک محل

اگر کسی اراده نماید در قریه یا شهری بماند، اسم خود با مادر خود و اسم آن محل و اسم شریف مکه را به حساب جمل کبیر (ابجد کبیر) در آورده و بر چهار تقسیم کند:

۱- اگر باقیمانده یک باشد؛ تعب و رنج کشد.

۲- اگر باقیمانده دو باشد؛ متوسط باشد.

۳- اگر باقیمانده سه باشد؛ اندک رزق درآن محل باشد.

۴- اگر باقیمانده صفر(چهار) باشد؛ سعادت ودولت نصیبش گردد.

(از سرالمستتر شیخ بهایی رحمت الله علیه)

مثال:

نام فرد: علی

نام مادر: زهرا

شهر مورد نظر: تهران

جمع ابجدی = علی + زهرا+ تهران+مکه = ۱۱۰+ ۲۱۳+ ۶۵۶+ ۶۵ = ۱۰۴۴

باقیمانده تقسیم ۱۰۴۴ بر ۴ می شود صفر؛ یعنی اقامت در این محل برای علی آقا خیلی خوب است.

تفاهم بین همسر یا شرکاء این بخش به داشتن تفاهم با همسر و بررسی اوضاع و احوال درون خانواده اختصاص دارد. برای محاسبه رابطه بین دو نفر نیز از این شیوه استفاده می شود:
مرحله اول : نام شخص + نام همسر
مرحله دوم : عدد حاصل را بر ۵ تقسیم می کنیم.
مرحله سوم : باقیمانده تقسیم را بررسی می نماییم.
پنج حالت مختلف پیش می آید:
حالت اول : باقیمانده این تقسیم برابر صفر ( به عبارت دیگر برابر ۵ باشد) باشد و یا عدد مجموع دو نام

بر ۵ قابل قسمت باشد.
حالت دوم : باقیمانده عدد یک.
حالت سوم : باقیمانده تقسیم عدد دو.
حالت چهارم : باقیمانده برابر عدد سه.
حالت پنجم : باقیمانده تقسیم عدد چهار.
بررسی کلی : اگر باقیمانده تقسیم عدد فرد باشد یعنی ۱ یا ۳ و یا ۵ ( حالت اول ) باشد تفاهم بین این دو فرد برقرار است. این تفاهم جای بحث دارد.
در مورد باقیمانده ۱، بیشتر زن کوتاه می آید ولی روابط بین دو طرف خوب است و مردسالاری حاکم است.
در مورد باقیمانده ۵، بیشتر مرد کوتاه می آید و زندگی بیشتر بر مبنای دستورات خانم میچرخد یعنی زن سالاری .
و بهترین حالت در باقیمانده ۳ است که تفاهم دو طرفه است و در هر موضوع نظر دو طرف تأمین میگردد.
اما اگر باقیمانده زوج باشد تفاهم وجود ندارد و دو حالت پیش می آید :
اگر باقیمانده ۲ باشد : یعنی یک زندگی تابع ساعات ، یک روز خوب و روز دیگر بد ، پر از قهر و آشتی، زن و مرد یکدیگر را بسیار دوست دارند اما نمی توانند با هم کنار بیایند.
اگر باقیمانده ۴ باشد : اکثر این ازدواجها به هر دلیلی صورت نمیپذیرد و در صورت انجام پایان خوشی ندارد. طلاق، بی پولی و ورشکستگی مالی، انحرافات اخلاقی، سرقت، زندان و اسارت، آوارگی و در به دری، دوری، عقیم ماندن و … اتفاقات بسیار بد دائماً زندگی را بر این زوجها زهر میسازد و در صورت وجود فرد حادثه آفرین، یکی از دو نفر از بین میرود و یا بیماری لاعلاج رخ میدهد و یا اعمال غیر اخلاقی و حرکات ناشایست و حتی قتل و آدمکشی رخ می دهد. مثال : نام زن = ۲۱۰ نام همسر = ۲۱۲ مجموع نام زن و شوهر = ۴۲۲ با تقسیم مجموع بر عدد ۵ ، باقیمانده عدد ۲ است. یک زندگی مشترک ۴۵ ساله دقیقاً تابع ساعات که از لحاظ احساسی و عاطفی دائماً در فراز و نشیب است.

حالت دوم :
اگر باقی مانده تقسیم برابر ۳ باشد : در رده دوم ارتعاش صوت بر ماده دارای ماهیتی است که شخص در مسیر علم و دانش قرار می گیرد. حتی اگر از کتاب و درس دور باشد ولی به مباحث علمی علاقمندی نشان میدهد و ادراک او بیشتر بر مبنای میل به آگاهی و شناخت شکل میگیرد تا جنبه مالی یا تجملی زندگی او. تفاوت عمده حالت اشرافی با رده عرفانی در این است که در طبقه اشرافی هم علم و هم ثروت وجود دارد و هم شئونات اجتماعی و اعتبارات وسیع در بین دیگر اقشار مردم اما در طبقه عرفانی کسب علم و دانش و هنر رتبه اول دارد و ثروت در درجه دوم اهمیت است. از لحاظ درصد رفاه و جذب موقعیتهای عالی زندگی ، از ۵۰ ٪ تا ۷۵٪ در نظر گرفته می شود.

حالت سوم :
چنانچه باقی مانده تقسیم عدد ۲ باشد :
نوع تأثیرات امواج و ارتعاش صوت که از نام خود شخصی برمیخیزد از بین برنده نتایج زحمات فرد میباشد و کوشش و تلاشهای فرد در زندگی هر چقدر افزایش یابد بی نتیجه است و شخصی از یک زندگی بخور و نمیر و کم درآمد برخوردار است . نه راهی برای ادامه تحصیلی پیدا می کند و نه مسیری برای پیشرفت مالی و ثروت.

حالت چهارم :
زمانی که باقی مانده تقسیم برابر ۱ باشد :
افرادی که نامشان تحت تأثیر چنین ارتعاشاتی واقع می شوند افراد خطرساز و حادثه آفرین قلمداد می شوند. موج حاصله از چنین اصواتی دارای انرژی تخریبگر و ویران کننده ای است که نه تنها بر سرنوشت خود افراد به شدت اثرات منفی می گذارد بلکه بر اطرافیان و خویشان و نزدیکان وی نیز چنین تأثیراتی دارد. از نظر در اختیار داشتن موقعیتهای سازنده و عالی، نهایتاً ۲۵٪ زندگی را دارند و دائماً در لبه پرتگاه نابودی و نیستی قرار می گیرند. چنین افرادی دارای یک زندگی سراسر شکست و ناکامی ، حوادث و اتفاقات ناگوار و غیرمنتظره هستند که غیر قابل کنترل و سهمگین است. اکثراً چنین افرادی در بدو تولد سبب مرگ والدین خود میگردند یعنی سوانح و حوادثی در اطراف آنان موج میزند که اطرافیان آسیب می بینند و یا دچار اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی می شوند زیرا ( به غلط و خطا) فکر می کنند که هیچ چیز نمی تواند رنج و ناراحتی درونی آنان را التیام بخشد و ورشکستگی مالی، خیانت و دورویی اطرافیان، بیماری و بداقبالی چنان لایه های وجود آنان را دائماً مورد تهدید و تهاجم قرار می دهد که هیچ چیز نمی تواند موجب آرامش و آسایشی آنان شود و گاهاً به خودکشی و جنایت نیز ختم می شود. در مبحث جرمشناسی و پیشگیری از جرایم، این موضوع ارزش بررسی و جای تأمل بسیار دارد. نکته بسیار مهم: حادثه آفرینی این قبیل افراد (طبقه چهار اجتماع یعنی افراد خطرساز و حادثه آفرین) از لحاظ نجومی به طالع و کوکب مربی اشخاص ارتباط دارد. اگر هر ماه تولد را با سیاره اش بعنوان پشتیبان و حامی و مربی فرد در نظربگیریم اشخاصی که در رابطه با سیارات قویتر هستند اگر حادثه آفرین باشند تمام افراد دور و بر خود را مورد تهاجم ترکشهای امواج مخرب قرار می دهند. اما اگر فرد حادثه آفرین متولد ماهی باشد که با سیارات ضعیفتر در ارتباط باشد ترکشها انعکاس یافته و به خود او بازگشت می خورد و بدشانسی و گرفتاری و حوادث به طور عجیب

سراسر زندگی خود او را به صحنه های تخاصم و جدال و بدبیاری تبدیل میسازد. در فرهنگ عامیانه آنها را بدقدم ، بدشگون، نحس و سرخور می پندارند.

شيوه انتخاب نام اگر قرار است همسری انتخاب شود یا فرزندی متولد شود ، برای ارتقای سطح طبقاتی از سطح پایینتر به سطوح بالاتر (مثلاً از کم درآمد به عرفانی) نامی انتخاب شود. – انتخاب نام باطنی مورد نظر باشد – برای رفع مشکلات خانوادگی اقدام شود. – برای رفع بیماری از هر یک از طرفین ازدواج اقدام شود. – انتخاب یک نام مناسب از میان چند نامی که شخصی را در موارد مختلف صدا میزنند. ابتدا باید نام افراد را با دقت بسیار به وسیله این فرمولها بررسی نمود. اگر مورد خطرناک و آسیب زایی وجود داشت میتوان فهرستی از نامهای مورد علاقه که بسیار بهتر است که معانی مناسب و زیبایی نیز داشته باشد تهیه نمود سپس یک به یک با کلیه فرمولها مورد آزمون قرار داد. نامها باید در همه گزینه ها جواب مثبت بدهند حتی اگر در یک مورد هم جواب مناسب ندهد بهتر است از آن نام صرفنظر شود. گاه در یک خانواده که همه مشکل دارند با بررسی درست فقط با تغییر نام یک فرد همه مناسبات به بهترین وجه تنظیم می شود و نیازی به تغییر نام افراد بیشتر نیست.
نکته مهم : بر طبق دانش حروف و اعداد از انتخاب نامهایی که اعداد آنها با اعداد اسامی منفی یکسان است و یا معانی نامناسب دارند باید خودداری شود.
مثال : نام نسرین عددی برابر ۳۷۰ دارد و ۳۷۰ عدد نام شیطان است. با جدول حروف الفبا می توانید این موضوع را تحقیق نمایید. به تجربه ثابت شده است شماره تلفن ، شماره شناسنامه و کارت ملی ، پلاک خودرو و پلاک ساختمان با اعداد ۳۷۰ و عدد ۶۶۶ بسیار ارتعاشات منفی دارند .
برای نمونه : شخصی که در تلفن همراه او عدد ۳۷۰ و در عدد کارت ملی عدد ۶۶۶ داشت و دقیقاً چه از لحاظ اسلامی و چه از لحاظ مسیحیت هر دو کد منفی را دارا بود. آدرس خانه او خیلی عجیب و جالب بود و شماره پلاک خانه او نشان میداد که او در شرف یک اتفاق ناکوار است و حرکات و تفکرات او بسیار ناهنجار و دارای انحرافات اخلاقی بود . دائم به کار سحر و جادو مشغول شده بود . دچار توهمات سنگین شده و به مواد مخدر نیز معتاد شده بود. نام مهناز با عدد ۱۰۳ و ابلیس یکسان است . از انتخاب نامهایی که کلمه شر در آن است پرهیز نمایید. نامهایی مانند شراره، شروین، …
نکته مهم : تحقیقات نشان می دهد درصورت بررسی و پیدا کردن شخصی حادثه آفرین و برای تغییر نام او، بهترین گزینه این است که نام جدیدی که انتخاب می شود فقط یک طبقه ارتقاء یابد و برای مثال از طبقه حادثه آفرین به طبقه کم در آمد و اگر کم در آمد باشد، به یک طبقه بالاتر یعنی عرفانی ارتقاء یابد. اگر به یکباره از حادثه آفرینی به عرفانی یا اشرافی وارد شود باید منتظر اتفاقات غیر منتظره بسیاری باشد . هر چند که نتیجه بسیار مثبت است اما تغییر و تحولات غیر قابل پیشبینی و گاه سهمگین است و در هنگام بروز این تغییرات، ممکن است شک و تردید در دل و ذهن افراد ایجاد شود. شخص باید ثابت قدم باشد و از فراز و نشیبی که در این تغییر درجات و منازل رخ میدهد نهراسد.
نکته مهم دیگر: برای تغییر نام و عبور از هر طبقه باید حتماً و حتماً مراسم قربانی انجام گیرد. یعنی حداقل یک گوسفند برای هر طبقه رشد باید قربانی شود و بین فقرا تقسیم گردد. پس اگر شخصی بخواهد از طبقه حادثه آفرین نزولی به طبقه اشرافی صعودی برسد باید برای طی این مسیر حداقل ۱۱ قربانی در راه خدا تقدیم نماید.

اعداد شراکت:
برای آنکه بدانیم آیا شراکت با شخصی برایمان سودآور است و به سرانجام میرسد یا نه؟ از این روشی که بسیار به فرمول عدد سلامتی شبیه است استفاده میکنیم:
عدد نام شخصی + عدد نام شریک + عدد ۳۲ = حاصل جمع بدست آمده تقسیم بر عدد ۹ . که از این عملیات به ۹ باقیمانده میرسیم یا باقیمانده ۲ – ۴ س- ۶ و ۸ است که این نشان از خودب بودن شراکت بینشان است که هرچه از عدد ۲ به ۸ بالا رویم شراکتشان پایدارتر و سود آورتر است خصوصیا عدد ۸ که بسیار جهت شراکت عالیست .
اما اگر اعداد ۰ – ۱ – ۳ – ۵ – ۷ یا همان ۹ باقیمانده باشد که باقیمانده ۱ و ۳ کارها اکثرا بر دوش یکنفراست و طرف مقابل فقط حرف میزند و قول میدهد اما از عمل خبری نیست و در
نهایت از هم جدا خواهند شد.
باقیمانده ۵ هردو طرف به نسبت مساوی ضرر کرده و از هم جدا میشوند و بدترین حالت اعداد ۷ و ۹ است که یکی از طرفین تا مرز نابودی پیش رفته و بقول معروف بخاک سیاه مینشیند عدد ۷ و ۹ بدترین حالت عدد شراکت است بارها با افرادی برخورد داشته اید که همه چیز داشته اند و شریکشان سرشان کلاه گذاشته و زندگیشان بباد فنا رفته است. شاید این سوال پیش اید که اگر چاره ای نداشتیم چه بایست کرد پاسخ این است که اگر عدد ۷ یا ۹ بود هرچه سریعتر پایانش دهید و یا لا اقل بدون هیچگونه رودر بایستی در تمام کارهایتان با قراردادهای محکم و پشتوانه قوی پیش رفته و بقولی هردو

نفرتان گیر باشید نه اینکه خدای ناکرده تمام کاسه و کوزه بر سر یکنفر شکسته شود و بهترین کار درمواقعی که چاره ای ندارید اینست که قرار شراکت بینتان نباشد و کارتان مثلا بصورت کارفرما و سرمایه گذار یا مضاربه انجام گردد نه عقد مشارکت.
اما اگرتعداد شرکا زیادتر از یکنفر بود چه ؟ در اینجا اسمتان را با تک تک افراد بررسی کرده جالب است که اگر نامتان با آنها از نظر شراکت خوب باشد آنها نیز نامشان با یکدیگر هماهنگی دارد یعنی دیگر لزومی ندارد بقیه افراد نیز با یکدیگر بررسی شوند. مثال : نرجس نامی میخواهد با مقداد و مهدی و لاله شرکت زده و بطور مساوی شریک شوند بر اساس گفته های بالا نام نرجس یکبار با مقداد بعد با مهدی و سپس با لاله بررسی شده تا مشخص گردد شراکتشان سرانجامی دارد یا نه؟
عدد نرجس + عدد مقداد + ۳۲ = ۴۹۴ که با تقسیم بر ۹ به باقیمانده ۸ میرسیم یا با روش میانبر از جمع اعداد ۴+۹+ ۴ به ۱۷ و از جمع ۱+۷ به تعداد ۸ میرسیم پس عدد شراکت با مقداد عالی است. حال عدد نرجس + عدد مهدی + ۳۲ = ۰۴ ۴ که با تقسیم بر ۹ یا ساده سازی و میانبر به عدد شراکت ۸ میرسیم که بسیار عالیست و در نهایت عدد نرجس + عددد لاله + ۳۲ = ۴۱۱ که با ساده سازی به تعداد ۶ میرسیم که با توجه به خوب بودن عدد شراکتش با ۳ نفر دیگر آن ۳ نفر نیز عددشان با هم میخواند که با یک امتحان ساده شما نیز بر ایتان محرز میشود:
عدد مقداد + عدد مهدی + ۳۲ = ۲۴۰
عدد لاله + ۳۲ = ۲۴۷ ——– و عدد مهدی + عدد لاله + ۳۲ = ۱۵۷ که با ساده سازی یا تقسیم بر ۹ همه دارای عدد شراکت هستند. ذکر این نکته بسیار مهم است که این اشخاص اگر حادثه ساز باشند بر روند مثبت عدد شراکتشان تأثیر بد میگذارند چون شرکا چونان زنجیری بهم متصلند و اگر یکنفر سقوط کند باعث پایین کشیده شدن دیگران و چون یک وزنه مانع حرکت سریع بقیه شرکاء میشود.

اعداد ویژه
اعداد ویژه اعدادی هستند که بخاطر نام اعظم درونشان یا عدد خوش یمنشان ویژگی یافته و از طبقات خود بسیار بالاترند.

اعداد ویژه طبقه اشرافی :
اگر نام شخصی با نام مادرش بشود ۴۰۴ که یکی از پرقدرت ترین اعداد است مانند علی مادر مرجان چون ۴۰۴ برابر است با : من امره حکم : کسی که امر و فرمانش قطعی و لازم الاجراست و ویژگی دیگر این عدد وجود عدد ۱۳۴/۶۶۶۶ در دل ۴ : ۴ است که با توجه به عدد ۶۶ که عدد الله است و ۱۳۴ که عدد صمد است میتوان گفت به ذکر پر قدرت الله صمد میرسیم هر چند که خود صمد بتنهایی نیز قوی هست.
نام + نام مادر = ۰ ۸۰ عیسی مادر احترام که این نیز بسیار ذکر پرقدرتیست و برابر است با: من لا حد لملکه ولا منتهی : کسی که ملک و پادشاهیش حد و انتهایی ندارد.
نام — نام مادر= ۱۸۸ این عدد برابر است با عدد نام حضرت محمد (ص) با مادرشان آمنه .
در این عدد ۲ تا عدد ۸ میبینید که اگر یادتان باشد در جزوه اول در تفسیر اعداد گفتیم که عدد ۸ عدد ثروت است و هرگاه ۲ تا عدد ۸ یکجا باشد چه از نظر مادی و چه از نظر معنوی بسیار خوش یمن و پر انرزیست. جالب است که از جمع اعداد
۱ +۸+۸ به عدد ۱۷
و از جمع ۱ + ۷ در نهایت به تعداد ۸ میرسیم .
عدد ۵۶۴ که با تقسیم بر ۳ باز به عدد ۸۸ ۱ میرسیم : یونس مادر بتول . عدد ۲۰۰ که با تقسیم بر ۳ به عدد ۶۶/۶۶۶۶ میرسیم که تماما لفظ جلاله الله است : بهناز مادر فاطمه . عدد ۲۷۲ که با تقسیم بر ۳ به عدد ۹۰/۶۶۶۶ میرسیم که ۹۰ برابر است با پادشاه مقتدر: مهدی مادر زهرا. و تعداد ۰ ۲ ، ۱ که برابر است با نام عظیم : بسیار بزرگ و با عظمت – ذوالفرج : صاحب گشایش و راحتی: عذری مادر گلی .

اعداد ویژه عرفانی : عدد ۳۶۳ که با تقسیم بر ۳ = ۱۲۱ که عدد هو لا اله الا هو – سبحان – ميکاييل ـ فولاد و هو علی است که میدانید در بین دراویش نیز هم دراویش ۱۱۰ داریم و هم ۱ ۲ ۱ . این عدد یکی از پرقدرت ترین اعداد عرفانیست که دارنده این عدد در علوم روحی فوق العاده پیشرفت می کند: مينا مادر پروانه. عدد ۳۵۹ که برابر است با: من لیس لملکه زوال : آنکسی که زوال و نیستی در ملک و داراییش وجود ندارد: صدری مادر ندا.

اعداد ویژه کم درآمد: عدد ۷۱۰ که برابر است با نام الهی : رب العزت : احمد مادر عزت. عدد بسیار پرقدرت ۱۲۱۴ که با تقسیم بر ۳ به تعداد ویژه ۴۰۴/۶۶۶۶ میرسیم : رضا مادر زهرا . عدد ۵۶۶ که با تقسیم بر ۳ به عدد ویژه ۱۸۸/۶۶۶۶ میرسیم که این عدد یکی از اعداد پربرکت است . عدد ۵۳۰ که برابر است با نام الهی : حی لا یحتاج الی حی : زنده ای که محتاج هیچ زنده ای نمی شود : محمد مادر بتول.
اینها تنها نمونه هایی است از اعداد و اسامی پرقدرت و ویژه که میتوانید در هنگام تعویض و انتخاب نام این ویژگیها را نیز لحاظ نموده و تاثیرات شگرف انها را در زندگیتان تجربه کنید.

من باب مثال در مورد ارتعاش عدد ۱۲۸ چون نام مبارک «حسین » بیش از سایر نام هایی که آن نام ها نیز به حساب جمل ۱۲۸ است . تکرار می شود . تاثیر نام « حسین » بر شکل گیری صورت مثالی و
ارتعاش«۱۲۸» بیش از سایر

نام های مشابه (هم عدد) است .

چهار مورد نام برده شده از مهمترین عوامل تاثیر گذار بر ارتعاش یک نام است .
عزیزان اگر نام های اشخاص خاص را کنار بگذاریم ( زیرا اسامی شخصیت های بزرگ تا حدی بر ارتعاش تمام افرادی که بدان نام نامیده شده اند تاثیر می گذارد) در نام های عادی که در بین جامعه رواج دارد . بعضا نوعی هماهنگی را می توان مشاهده نمود . ّ
۱- شما مشاهده می نمایید که بعضی افرادی که یک نام خاص را دارند .
افرادی مهربان هستند .
۲- افرادی هم نام یگری از نظر بدنی چاق هستند .
۳- گروهی دیگر از افراد هم نام . افرادی خندان می باشند.
۴- عده ای دیگر از افراد هم نام ، افرادی بدجنس می باشند .

نکته : عزیزان به اسامی و شخصیت های دارنده اسامی توجه نمایید . در بعضی اسامی شما می توانید یک هماهنگی کلی را مشاهده نمایید . و در مورد بعضی اسامی هم هیچ هماهنگی ای وجود ندارد .
نکته ۲ بسیار مهم :

در فرهنگ اسلامی توصیه به نام گذاری فرزندان با اسامی مقدسین (انبیا و اوصیا) شده است .
چون ارتعاش نام های مقدسین ( انبیا و اوصیا ) تا حد زیادی تحت تاثیر آگاهی جمعی ای که از آن شخصیت مقدس در جهان وجود دارد . می باشد . با گذاشتن نام شخصیت های مقدس بر روی فرزندان ، آنان را تحت محافظت ارتعاش معنوی اسامی آن بزرگان قرار می دهیم .
اما هنگامی که فرزندان خویش را به نام های جدید و یا باستانی ای که مدتهاست از آن استفاده نشده است . و آگاهی ای در باب آن وجود ندارد نام گذاری می نماییم . در واقع آنان را تحت تاثیر ارتعاشات ضعیف و غیر معنوی قرار می دهیم .

نکته ۳ : شاید عده ای بپرسند که بسیار دیده شده است . که افرادی که اسامی مقدسین را بر خویش دارند . افرادی فاسد و ظالم و … بودند . عزیزان توجه نمایید . حفاظت ارتعاش معنوی اسامی یکی از عوامل موثر بر شخصیت افراد است . هزاران عامل باید دست به دست هم دهد تا شخصیت یک فرد ساخته شود . من باب مثال زایچه بسته شدن نطفه و زایچه تولد در شکل گیری شخصیت فرد بسیار مهم تر از ارتعاش نام افراد است.

مثال: نام شخصی امیر و پلاک ماشین ۳۲۳ د ۲۷ حال با جمع ۳۲۳ با نام امیر (۲۵۱) = ۵۷۴ که با تقسیم بر ۳ به حاصل قسمت ۱۹۱/۳۳۳۳۳ میرسیم که نشان از ضرر برای امیراست با توجه به دستورالعمل فوق اگر یک عدد ۱ به حاصل جمعمان که ۵۷۴ است اضافه شود به عدد ۵۷۵ میرسیم که با تقسیم بر ۳ اینبار به عدد ۱۹۱/۶۶۶۶۶۶ میرسیم که بسیار برای امیر خوب است پس یک عدد ۱ بالای پلاک و دقیقا بالای عدد ۳ یکان در جلو و عقب ماشین می چسبانیم .
۱ ۱
۳۲۳ د ۲۱ پلاک جلو ۳۲۳ د ۲۱ پلاک عقب

ذکر این نکته لازم است که خوش یمن بودن یک ماشین یا پلاک آن بدین معنی نیست که شما موقع فروش همان خودرو سود کلانی میکنید بلکه وجود این شی یا عدد هماهنگ با شما در کل زندگيتان خودش را نشان داده مثلا ارتقاء شغلی و بالا رفتن درامد و خرید چیزهای پرسود و…
جهت برگ چکتان ۳ رقم آخر آن را با نامتان جمع و تقسیم بر ۳ کنید که اصولا از یک دسته چک ۲۵ برگی یک سومش عالی یک سومش معمولی و یک سومشی ضرر است که آنها را علامتگذاری کرده شماره های عالی برای خریدهای کلان و مهم شماره های معمولی برای معاملات معمولی و نه چندان مهم و شماره های بد را سعی کنید خودتان برای برداشت از حسابتان با مبالغ کم و فقط بمنظور بعمل شدن در حسابتان استفاده نمایید. یادتان باشد امتحانش ضررى ندارد.

“جدايی”

در محاسبات طالع و احوال اشخاص يكی از گزينه ها “جدايی” است.
در باور عوام و اكثريت جدايی را فقط طلاق بين زن و شوهر ميدانند. اين مقوله را بيشتر باز می کنیم.

جدايی بر ٣ قسم است:
طلاق
فاصله از بعد مسافت و تعهد و احساسات
مرگ

طلاق:
كه ما بين زن و شوهر جاری ميشود و زندگی مشتركی به جدايی می انجامد.

فاصله:
كه شامل زندان، تبعيد، فاصله و دوری از بعد مسافت و مكان جغرافيايی، سردی و عدم پيوند و تعهد زناشويی حتی با ظاهر زوجيت و زندگی مشترك.

مرگ:
در اين نوع جدايی گرچه همه افراد و نسبت ها را شامل ميشود ولی اشاره ای ميكنم به اين مقوله مابين زن و شوهر:
حتما مواردی را ديده ايد كه مابين يك زوج عشق و علاقه و گرمی فراوان بوده ولی به ناگهان با مرگ زودرس يكی زندگی مشتركشان از بين رفته!
كه البته پيش تر در محاسبه سرانجام ازدواج طالب و مطلوب آن را بيان كرده ام،

اگر اشاره ای به جدايي در طالع و احوالات شما شود صرفا طلاق و ناملايمتی و سردی و به هم خوردن زناشويی نيست، گاهی در اوج صميميت و گرمی و آرامش “جدايی” رخ ميدهد.

در سرانجام ازدواج در دستورات آمده است كه اسم هر دو طرف را به ابجد محاسبه و عدد حاصل رابر پنج طرح كرده و باقيمانده:

اگر ١،٣،٥ آيد آن ازدواج پايدار است و تا آخر باهم زندگانی كنند.

اگر ٢،٤ آيد آن ازدواج مصلحت نيست و از هم جدا شوند.

اگر باقيمانده ١،٣،٥ شرطی در اين حالت وجود دارد:
اگر با

پسری که در برج جدی و یا دلو متولد می شود . می توان نام وی را موسی نهاد . موسی به حساب جمل ۱۱۶ است .
۱+۱+۶ =۸ همانگونه که مشاهده می نمایید عدد مفرد آن ۸ است که عدد منسوب به برج جدی و دلو است . و هم اینکه نام موسی از اسامی دارای ارتعاش مثبت و معنوی بسیار قوی می باشد .
دختر متولد برج جدی و دلو را می توان معصومه نام گذاری نمود .
معصومه به حساب جمل ۲۵۱ است
۲+۵+۱=۸

فرزند دختر متولد برج حمل و عقرب را می توان به نام فاطمه نام گذاری نمود .
فاطمه به حساب جمل ۱۳۵ است .
۱+۳+۵=۹
و عدد ۹ که عدد مفرد اسم فاطمه است . با بروج حمل و عقرب هماهنگی دارد .
همچنین پسر متولد برج حمل و عقرب را می توان علی اکبر نام گذاری نمود .
علی اکبر به حساب جمل ۳۳۳ است . و ۳+۳+۳=۹

نکته مهم : باید توجه داشت که اسامی بر اساس طبایع حروفشان ، که از دایره اهطم محاسبه می شود . دارای طبایع مختلفی هستند . و باید سعی نمود که اسامی به شکلی انتخاب شود که طبیعت فرد را متعادل نماید . یعنی اگر طبع برج تولد شخصی حمل آتشی است و احیانا طبیعت مزاجی وی نیز طبع گرم و خشک (آتشی ) بود . ( البته پی بردن به طبیعت مزاجی فرزند هنگام تولد کار آسانی نیست ! )
حال اگر نام چنین شخصی هم آتشی باشد . ممکن است عدم تعادل درشخصیت و رفتار وی را شاهد باشیم .
من باب مثال فرزند دختری که در برج حمل به دنیا می آید . و طبیعت مزاجی وی نیز آتشی است . اگر نام وی فاطمه انتخاب شود (با توجه به دروس که عدد مفرد فاطمه ۹ بود و عدد برج حمل هم ۹ بود )
نام فاطمه چون تمام حروف آن آتشی است . ( ۲۵ در جه آتشی می باشد ) ارتعاش نام فاطمه هر چند که نامی دارای پشتوانه ارتعاشی مثبت و معنوی بسیار قوی است . و عدد مفرد آن 9 با عدد برج حمل هماهنگ است . منتهی آتشی بودن طبیعت حروف نام فاطمه ، آتش طبیعت صاحب این اسم را قوی تر می نماید .
بنابراین همانگونه که مشاهده می نمایید . انتخاب نام به عوامل بسیاری بستگی دارد .

نکته مهم ۲ : یکی از توصیه های معصومین انتخاب کنیه برای فرزندان است . همه

ریم ودرنهایت ۴۴ تقسیم بر ۳ = ۱۴/۶۶۶۶ که ۱۴ برابر است با (یا) جواد – واجد – وهاب – واهب . که هرکدامش ۱۴ مرتبه باید تکرار شود.
حال آخرین مرحله ذکر نام + فامیل : علی ۱۱۰ + کریمی ۲۸۰ = ۳۹۰ برابر است با ( یا ) رفیق . یا من هوالرحیم . حال ۳۹۰ تقسیم بر ۳ = ۱۳۰ که برابر است با یا مکمل سپس ۱۳۰ تقسیم بر ۳ = ۴۳/۳۳۳ که عدد ۴۳ برابر است با یا جلی و در نهایت ۴۳ تقسیم بر ۳ = ۱۴/۳۳۳ که مجددا به عدد ۱۴ و اذکار جواد و واجد و وهاب و واهب میرسیم حال تمام نامهای بدست آمده را با کلمه یا قبل از نام و تعداد آن در مقابلش نوشته و از این اذکار استفاده مینماییم :
یا علی ۱۱۰ – یا لااله الاهو ۱۱۰ – یا مسبح ۰ ۱۱ – یا اله ۳۶ – یا من امره حکم ۴۰۴ – یا صمد ۱۳۴ — یا جواد ۱۴ – یا واجد ۱۴ – یا وهاب ۱۴ – یا واهب ۱۴ – یا رفیق ۳۹۰ – یا من هوالرحیم ۰ ۳۹- یا مکمل ۱۳۰ — یا جلی ۴۳ مرتبه .از تمام این اذکار میتوانید استفاده کرده مثلا اگر در حال حاضر مشکل مالی دارید بیشتر به ذکریا صمد بپردازید یا اگر احساسی تنهایی میکنید ذکر یا رفیق را مداومت نمایید تا اثرش را اشکارا ببینید. اگر میخواهید در طول روز یک ذکر را دائم تکرار کنید در هر بار تکرار از آن تعداد ذکر بیشتر نشود مثلا تکرار شود. بهتر است در ابتدا از اذکار تعداد کم شروع کرده که خدای ناکرده زیاد بودن تکرار ذکر شما را خسته و دلزده نکند .
چند مثال زیبا و جالب : عیسی ۱۵۰ + مریم ۲۹۰ = ۴۴۰ که برابر است با نام الهی باری النفوس = برگرداننده و برانگیزنده نفسها و جانها (رجوع کنید به معجزات حضرت عیسی ع)
توماس ادیسون = عدد ۶۳۸ که در نامهای الهی برابر است با نام الهی : نور بعد کل نور.

یعقوب-اسرائیل

داستان تعویض نام یعقوب در اسرائیل دو بار در کتاب پیدایش ذکر شده است و کسانی هستند که دوزیستی را در دو سنت متفاوت توضیح می دهند.

هنگامی که نام توسط فرشته ۳۴ تغییر یافت:

《و یعقوب بیشتر به نام شما گفت، زیرا اگر اسرائیل باشد
شما با خدایان و با مردان خدمت کرده اید و توانسته اید:》
و هنگامی که توسط خدا انجام می ش

ود:
و خداوند به او گفت: نام تو یعقوب است، نام تو دیگر یعقوب نیست، زیرا اگر اسرائیل نام تو باشد، نام تو خواهد بود.
و او نام اسرائیل را نام برد:

فرمول اساسی برای جایگزینی نام در هر دو مکان در کتاب مقدس مشابه است:

دیگر نامتان به شما نخواهد گفت x اما y
نام شما دیگر X نیست اما Y نامیده می شود

در مقابل جایگزینی نام یعقوب که با فرشته ای بر او ظاهر می شود و با توضیحاتی که در”Sarit” می آید، جایگزین آن توسط خدا بدون توضیح و توضیح در آن آمده است.

ما می توانیم توضیح تغییراتی که در یاکوف در توضیح فرشته مطرح شده بود را بپذیریم: «برای شما با Gd و با مردان خدمت کرده اید»، اما ما باید به ماهیت تغییر یعقوب بپردازیم. فرشته ای توسط خدا بر یعقوب ع آمد تا نام او را عوض کند …

معنای واقعی یعقوب نام کابین است، اما از “پاشنه” گرفته شده است پایین ترین بخش در بدن فرد است

و اشاره “یعاکوی دو بار” ۳۶ اشاره می کند نیاز یواکو به مقابله با ایسو و لابان، نه همیشه در مسیر حقیقت.

اما اکنون نام جدید به یاکوف داده می شود وقتی که وارد کشور می شود – این یک تغییر در محل است که نشان دهنده تغییر وضعیت است که نیازمند ویژگی های جدید است. یعقوب باید به تغییر اساسی تغییر یابد تا جانشین پدرسالارها شود، دیگر راهی کج نیست بلکه یک مسیر درست است.

نام اسرائیل از کلمه عبری برای “قدرت” برای مادربزرگش کوشر است و از این به بعد او “مرد بزرگی برای برادرش” خواهد بود، اما او باید این را در مسیر مستقیم انجام دهد.

تغییر نام تغییر ذهن، از یک شخص خصوصی به یک پدر ملت را بیان می کند.

روزهای ماه هم مثل انسان ها به چهار دسته تقسیم شده هست
الف حادثه ساز
ب کم درامد
ج عرفانی یا کم درامد
اشرافی

الف) روزهای رنج که درآمد کمتری دارند:

1 5 9 13 17 21 25 29

ب) روزهای متوسط درآمد

2 6 10 14 18 22 26 30

ج) روزهای درآمد کمتر

3 7 11 15 19 23 27 31

روزهایی که بهتر از بقیه هست سعادت
4 8 12 16 20 24 28

که چگونه دریابیم که چه نامی برای فرزندانی که در یک برج خاص متولد می شوند مناسب است:

پاسخ : عالمان علم تنجیم اعداد مفرد یک تا ۹ را به بروج اینگونه نسبت داده اند :

برج حمل : عدد آن ۹ است.
برج ثور : عدد آن ۶ است
برج جوزا : عدد آن ۷ است .
برج سرطان : عدد آن ۲ و ۷ است .
برج اسد : عدد آن ۱ و ۴ است.
برج سنبله : عدد آن ۵ است .
برج میزان : عدد آن ۶ است .
برج عقرب : عدد آن ۹ است .
برج قوس : عدد آن ۳ است .
برج جدی : عدد آن ۸ است .
برج دلو : عدد آن ۸ است .
برج حوت : عدد آن ۳ است .

افرادی که در هر برجی متولد می شوند . بهتر است که عدد مفرد اسم آنان متناسب با برج تولد انتخاب شود . تا هماهنگی لازم وجود داشته باشد .
من باب مثال فرزند

مطلب پیشنهادی

و شرافت و سرنوشت اشخاص)

و شرافت و سرنوشت اشخاص) علم اسا می و ازدواج (تاثیرات نام زوجین در شکل …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

به کمک نیاز داری؟ با ما در تماس باشید!
شروع گفتگو
سلام! برای چت در WhatsApp روی یکی از اعضای زیر کلیک کنید